بسم الله الرحمن الرحیم
حل و شرح یک تمرین ، فارسی نهم ، صفحه 28، تمرین یک
در میان کلمه های زیر ، هم خانوادۀ کدام واژه ها در متن درس به کار رفته است ؛ آنها را بیابید و بنویسید .
« غنی ، حجّت ، یوم ، مغتنم ، احتیاج ، صبور ، دوام ، مساعی ، سعید
توجه داشته باشید که هم خانواده بعضی از کلمات فوق در قسمت شعر ( کار و شایستگی ) وجود دارد : یوم ( ایّام ) ؛ مغتنم ( غنیمت ) ؛ مبصر ( بصیرت ) ؛ احتیاج (حاجت ) ؛ مساعی ( سعی )
می دانیم که شرط هم خانواده بودن داشتن دو شرط اصلی است ، یکی هم ریشه بودن و یکی ارتباط معنایی ؛ اگر چند کلمه با هم ، هم ریشه بودند ؛ اما ارتباط معنایی نداشتند فقط هم ریشه هستند و هم خانواده محسوب نمی شوند ، هر چند گاهی این ارتباط را همه متوجه نمی شوند ؛ مثلاً معنی اصلی « قرض » به معنی بریدن است و در فارسی به معنی « وام » بکار می رود . در واقع وقتی کسی به شخصی قرض می دهد قسمتی از دارایی خود را از خود بریده و جدا کرده است ؛ بر همین اساس واژۀ « مقراض » ( قیچی ؛ وسیله ای که می بُرد ) ساخته شده است . کلمات قراضه ، استقراض ، منقرض نیز به نوعی با هم ارتباط دارند . مثال دیگر برای هم ریشه و هم خانواده ریشه های واژۀ « درس» است . کلمات درس ، مدرسه ، مدّرس ، مَدرس ، تدریس و... هم خانواده هستند و کلمۀ « مندرس » از درس به معنی « کهنه » فقط هم ریشه با درس است .
غنی : از ریشه « غ ن ی » بر وزن فعیل و صفت مشبهه است . دو حرف « ی » در هم ادغام شده اند و در زبان عربی تشدید آنها گذاشته می شود : غنیّ ؛ واژه های غَنا( توانگری ) ؛ غُنیه ( مالداری ) ؛ اِغنا ( بی نیاز کردن ) ؛ مُغنی ( بی نیاز کننده) ؛ استغنا ( توانگری خواستن ) و مستغنی با آن هم خانواده اند و کلمات غِنا ( آواز خوانی ) ؛ اُغنیه ( سرود ، ترانه ) ؛ مُغنّی ( آواز خوان ) و... با آن هم ریشه اند .
حجّت : از ریشۀ « ح ج ج » ، تشدید بر روی حرف « ج » حکایت از مضاعف بودن ریشه دارد . کلمات هم ریشه و هم خانواده : حج ، حاج ، مُحاجّه ، احتجاج ، مَحَجّه ( راه راست )
یوم : yo[w]m، در عربی یَوم ؛ جمع آن ایّام ( در اصل ایوام ) بر وزن افعال ( واو در « ی » ادغام می شود مثل علیو( علیّ ) و جلیّ ( جلیو ) )
مغتنم : اسم مفعول از مصدر اغتنام از غَنَم به معنی گوسفند ؛ با غنیمت ؛ غانم ( غنیمت گیرنده ) ؛ مغتنِم ( غنیمت شمارنده ) و اغتنام ( غنیمت شمردن ) هم خانواده است .
مبصر : اسم فاعل از مصدر اِبصار ، در عربی به معنی بیننده ، بینا و مراقب ، در فارسی ارشد کلاس ؛ از بصر به معنی چشم ، دید و توسعاً دانش ؛ کلمات استبصار و تبصره هم از این ریشه هستند .
احتیاج : بر وزن افتعال در اصل « احتواج » از ریشه « ح و ج » ( اجوف واوی ) اسم مفعول آن محتاج ( در اصل محتوج ) ؛ هم خانواده : حاجت ( حوجت ) ؛ حوائج / حوایج ؛ مایحتاج
مساعی : ( بر وزن مفاعل ، جمع مَسعی ( مَسعا ) ، از ریشه « سعی » ) کوشش ها ؛ هم ریشه : سعایت ( سخن چینی ) ؛ ساعی ( 1- کوشا 2- سخن چین )
اتّهام ( ص 54 ) ؛ بر وزن افتعال از ریشه وهم در اصل اوتهام ؛ در درس با تهمت هم خانواده است . در صورتی که اولین حرف اصلی مصدر ثلاثی مجرد حرف عله ( و، ی ) یا همزه باشد ، در باب افتعال این حرف به « ت » تبدیل می شود مانند اتصاف ، اتصال ، اتحاد ، اتقاظ و اتخاذکه مجرد آنها به ترتیب وصف ، وصل،وحدت ، یقظه ، و اخذ می باشد . هم خانواده : وهم ، موهوم ، ایهام ( اوهام ) ؛ توهم ؛ تهمت ؛ متهم ؛ متوهم