غلط ننویسیم
غلط ننویسیم
اگر در انواع نامه ها ، بخش نامه ها ، اسناد ، شعارْ نوشته ها ، و هر چه بتوان به آن « نوشته » گفت ، دقّت كنيد مي توانيد شماري از غلط هاي املايي را پيدا كنيد و اصولاً كمتر كسي به غلط بودن آن ها توجه كرده است ؛ زيرا تصور مي شود كه املاي اين كلمات به همين شكل است . در اين جا تنها به شماري از آن ها اشاره مي كنيم . اگر شما خواننده ي گرامي احساس مي كنيد لغاتي را از قلم انداخته ايم به آخر كلمات اضافه كنيد . براي اين كه شكل هاي غلط كلمه در ذهن شما نقش نبندد در اين جا فقط شكل صحيح را مي نويسيم و از نوشتن شكل يا آشكال ِغلطِ كلمه ، خود داري مي كنيم .
راجع به عسكر باقياتِ صالحات
توجيه لشكر باتلاق
بي محابا گِله گزاري نعناع
انضباط كعب الاحبار مزبور
مصدّع اوقات كانديدا ( نامزد ، داو طلب ) خدمتگزار
كأن لم يكن مبصر جدّ و آبا
زغال مُنَغّص ( تيره ) مَلغَمه
مقنعه مُلانُقطي ملاط
معتنابه مُسيّب مرهم
قلّك ( ارجح ) قو( ارجح ) قوس ِ قزح
فرغون طوفان ( باد و باران شديد ) توفان ( غرّان ، دمان)
سوغات زُكام رُتيل
ذوزنقه يوغ هفت خان
وهله كارگزار قداره ( ارجح )
خيت ( نابه سامان ، خراب ) خُرجين خرسند
استوانه تقريظ ( مطلبي ستايش آميز) بودجه
موجّه كج و مُعْوَج بحبوحه
پيشخان خوار بار شاغول
خشنود راپرت / راپورت ( گزارش) ادا و اطوار
ريع ( افزوني ) ايضاً مفاصا حساب
سلف سرويس تفريغ حساب كازيه
زُهم ذيربط جناغ ( ارجح)
هاله ( حلقه دور ماه) حراج مُشاع و مفروز
سرمه اي ضرب الأجل عبدالله
غث و سمين ( كم بها و گران بها ) انتر ( بوزينه ) فلاسك
مطمح نظر مستغلّات محيي الدين
محذور دارم ( گرفتاري و مشكل ) غيرُذلك ( جز اين ) مُقِر آمدن ( اعتراف كردن )